تبلیغات
حفاظت از محیط زیست - فاجعه زیست محیطی در خوزستان

در طول تمام سال مردم خوزستان با یک دغدغه روانی-اجتماعی زندگی می نمایند یک روز دغدغه ریزگردها، روز دیگر دغدغه باران خاکستر نیشکر، روز بعد کاهش کیفیت آب، روز بعد تعفن نیشکر، و دغدغه های دیگر که همگی تبعات و پیامدهای متنوع خود را دارند. افزایش بیماری سرطان بر اساس عوامل محیطی نمونه ای از وجود فجایع زیست محیطی است که گریبانگیر مردم خوزستان است.

هم صحبتی و تحلیل سخنان مردم استان خوزستان نشان می دهد که خروج از فصل تابستان خیلی گرم و شرجی (با بیش از 40 درجه ساتیگراد) و بارش باران از دلایل امید به زندگی آنها در استان خوزستان است. اما با فرارسیدن اولین باران پاییزی، مراجعه هزارانی مردم به بیمارستان، بستری شدن در بیمارستان و حتی گزارش مرگ، ارمغانی که در طول این باران ها بوده است.

بارانی هایی که ارمغان روانه نمودن مردم استان خوزستان به بیمارستان را دارد، چند سالی در استان خوزستان در ابهامات علل و فقط در گزینه های پیشنهادی بوده است که از مهمترین گزینه ها می توان به سوزاندن مزارع نیشکر و آلودگی فلزهای نفتی با توجه نظر سازمان حفاظت محیط زیست اشاره نمود.

معضلات مالی و هزینه های گران درمانی بیماران حاصل از باران مسموم امسال و دغدغه های وجود تجهیزات لازم برای درمان در مراکز درمانی، دو دغدغه ای که درمان را بر مردم استان خوزستان در سال 1394 سخت نموده است. اگرچه به عنوان نمونه، اعلام شده بود که هماهنگی برای پذیرش رایگان بیماران تنگی نفس که در اثر آلودگی هوا به این عارضه دچار شده اند، در تمام مراکز در حال انجام است.

حال اینکه باران باید به نام "باران اسیدی" مطرح شود یا نام دیگری مطرح شود یا اینکه علت تنگی نفس است و از اینگونه مقوله ها، مشکلی از بستری شدن مردم در بیمارستان و مرگ مردم در زمان اینگونه باران حل نمی نماید و آنچه مردم نیاز دارند بدانند این است که این موادی که مسئولین به آن اعتقاد دارند در باران است چیست و منابع دقیق آن چیست و در مدت این چند ساله با عاملان آن چه برخورد قانونی شده است؟

اگرچه گاهی مطرح نمودن آلرژی فصلی یا تنگی نفس به دلیل باران از طرف بعضی از مسئولین، نشان می دهد که بستری شدن شدن مردم استان خوزستان در بیمارستان و حتی مرگ، مقوله ای تصادفی بوده است یا تناقض گزارشی بعضی از مسئولین به خبرگزاری های مختلف درباره نوع باران جای تامل دارد. بارش باران اسیدی در پاییز 1392 و 1393 نیز به عنوان علت تنگی نفس مطرح شده بود اما بعد از مدتی رد شد.

اگرچه تجارب تلخ ریزگردهای چند ساله و شعارهای عمل نشده سازمان حفاظت محیط زیست مانند "بسته حمایتی ریزگردها" نشان داده است که کیفیت زندگی مردم استان خوزستان پایین تر از جایگاه حقیقی آن تصور می شود. راستی چرا با مردم استان خوزستان به عنوان بخشی از بالاترین سرمایه ملی کشور اینگونه برخورد می شود؟

در مرحله اول انتظار می رود که نمایندگان مردم استان خوزستان در مجلس شورای اسلامی موضع خود را با عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست درباره باران های مسموم مشخص نمایند. در مرحله دوم از مسئولین حفاظت محیط زیست انتظار می رود تا یکبار دیگر هشدارهای مقام معظم رهبری و از جمله هشدرهای اسفند 1393 را درباره نابودی محیط زیست یادآوری نمایند و نگرش و عملکرد غیر قابل قبول خود را که بارها از طرف نمایندگان مجلس شورای اسلامی مورد هشدار قرار گرفته بود تغییر نمایند و به دور از هرگونه فشارهای سیاسی فقط به حفاظت از محیط زیست اقدام نمایند و اگر کفایت انجام چنین وظیفه ای را ندارند به طور رسمی اعلام نمایند.

رد این احتمال سخت و شاید غیر ممکن است که وجود چنین باران های مسمومی می تواند صلح و امنیت اجتماعی را به خطر بیاندازد و نگرش را به بعضی از مقوله ها  تغییر نماید.

لذا انتظار رود که سازمان حفاظت محیط زیست با موضع صریح و بدون اغماض و با توجه به اهمیت و تاثیر سلامت محیط زیست در زندگی مردم، نسبت به ارائه گزارش کامل از وضعیت باران های مسموم چند ساله موجود در استان خوزستان اعلام نظر نماید و نسبت به تعیین تکلیف لازم نسبت به گزینه های پیشنهادی مهم مانند سوزاندن نیشکر و عوامل آن یعنی شرکت نیشکر اقدام نماید زیرا آنچه برای مردم استان خوزستان مهم است توجه به هشدارهای مقام معظم رهبری است نسبت به نابودی محیط زیست و نه غیر از آن.

امیدواریم تا از طریق رسانه ها به صورت تحلیلی و نه صرفاً اطلاع رسانی و آماردهی، علل باران های مسموم چند ساله به صورت کامل و بدون اعمال هر نوع اغماضی ارائه گردد تا مردم نسبت به حق مسلم آنها یعنی اطلاع رسانی از شرایط محیطی زندگی خود مطلع شوند و موضع خود را نسبت به شرکت های مخرب محیط زیست مانند شرکت نفت و شرکت نیشکر(گزینه های پیشنهادی سازمان محیط زیست) در ایجاد باران های مسموم بدانند.

این نگرانی و سوال از ریاست سازمان حفاظت محیط زیست وجود دارد که راستی مردم استان خوزستان بعد  از فجایع غیر قابل انکار زیست محیطی مانند سد گتوند، ریزگردها، باران خاکستر نیشکر و بوی تعفن نیشکر، و دیگر فجایع زیست محیطی مانند فاجعه باران های مسمومی چند ساله ، آیا باید منتظر فاجعه زیست محیطی دیگری باشند یا این آخرین اغماض ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست از محیط زیست خوزستان است؟ راستی متضرر شدگان چگونه می توانند از سازمان حفاظت محیط زیست به دلیل نوع ارزیابی محیط زیستی شکایت خود را مطرح نمایند؟

لذا این تقاضا از مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست این است که فراموش نمایند که فرموده مقام معظم رهبری یعنی "مسأله محیط زیست، مسأله این دولت یا آن دولت، مسأله این شخص یا آن شخص و مسأله این جریان و یا آن جریان نیست، بلکه موضوعی کشوری و ملی است"  و تاکید مقام معظم رهبری "از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاهها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاهها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند" زنگ بیداری برای مردم است که مردم باید به طرف حفاظت از محیط زیست گام جدی بردارند و به عنوان همیار دولت، از خدمتگذار خود یعنی دولت بخواهد که تمام پروژه های خود را در استای حفاظت محیط زیست  تصویب و اجراء یا از پروژه های غیر کارشناسی تصویب شده یا در حال اجراء جلوگیری نماید.

اگرچه این سوالات همیشه وجود دارند که مسئولین از دولت های گذشته تا امروز نسبت به درخواست و حساسیت های مقام معظم رهبری درباره محیط زیست استان خوزستان چگونه اقدام کرده اند؟ آیا برای حفاظت محیط زیست خوزستان، قوانین جامع و لازم را آماده سازی، تدوین یا اجراء نموده اند؟ و سوالات دیگر که نشان داده است ضعف های اجرایی و نداشتن برنامه ریزی مستمر همراه با آینده نگری درباره محیط زیست استان خوزستان وجود داشته است و کارنامه قابل قبولی از مدیریت و اجرا را در عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست نشان نمی دهد. اگرچه با توجه به اهمیت آمیزه های دینی، آرمان های امام راحل قدس سره، تاکیدهای مقام معظم رهبری و موضع صریح ریاست جمهوری درباره فرهنگ نقد و انتقاد پذیری، امید بر آن است که زمینه برای تغییر نگرش و عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست وجود داشته باشد

برچسب ها: خوزستان، آلودگی خوزستان، آلودگی، مسئولین، ریزگرد، مردم خوزستان، شهر خوزستان،  

تاریخ : سه شنبه 2 شهریور 1395 | 06:36 ب.ظ | نویسنده : فاطمه پوررضائیان | نظرات شما
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.